مسئله ی آمین گفتن بین دو سوره و دست بسته نماز خواندن توسط اهل تسنن

اگر تنها ترین تنها شوم باز "خدا" هست او جانشین همه ی نداشتن هاست...دکتر علی شریعتی

بدعت "آمین" گفتن در نماز

از اختصاصات شیعه است كه لازم است پس از قرائت فاتحه ، « آمین » گفته نشود ، برخلاف مذاهب دیگر كه آن را سنت می دانند . ( 1 )

شیخ طوسی در « خلاف » گوید : گفتن آمین ، نماز را باطل می كند ، چه آهسته باشد چه بلند ، در آخر حمد باشد یا قبل از آن ، از سوی امام باشد یا مأموم در هر حال . ( 2 )

دلیل بر اینكه آمین نه جزء نماز است و نه امری مستحب است ، روایاتی است كه پیشتر(در باب تکتف) آوردیم ، در بحثِ دست روی دست نهادن كه كیفیتِ نماز پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) را بیان می كرد ، در تمام آن از این لفظ خالی بود .

كسی كه آمین را جایز می داند ، استدلال می كند كه آمین نسبت به دعای قبلی است ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ) .

چند نكته گفتنی است :

اول : كسی كه سوره فاتحه می خواند ، به قصد تلاوت قرآن می خواند نه به قصد دعا . و مردم مأمورند این سوره را بخوانند .

دوم : بر فرض كه آمین نسبت به دعای قبلی باشد ، ولی بسیاری از نمازگزاران به خصوص غیرعرب ها هرگز به ذهنشان نمی رسد كه در آیات سوره فاتحه دعایی است كه به آن آمین بگویند .

ائمه اهل بیت ( علیهم السلام ) یكی از « ثقلین » اند كه از كتاب خدا جدا نیستند و آنان گفتن آمین را حرام و مبطل نماز دانسته اند .

آمین گفتن بعد از حمد را امامان شیعه جایز ندانسته‏اند و اهل سنت نیز آن را مستحب می دانند و در بین آنان نظر عدم جواز نیز وجود دارد و در کاری که مردد بین حرمت و مستحب است و ممکن است حرام باشد احتیاط این است که انجام نشود

محمد حلبی گوید : از امام صادق ( علیه السلام ) پرسیدم : وقتی از خواندن سوره حمد فارغ می شوم ، آمین بگویم ؟ فرمود : نه .(3)

به هر حال در مذاهب فقهی اهل سنت درباره گفتن آمین بعد از حمد نظرات گوناگونی وجود دارد. آنانی که گفتن آمین را مستحب می دانند به جهت روایتی از ابوهریره این گونه نظر می دهند. این روایت را شیعیان صحیح نمی دانند و در روایات امامان اهل بیت از گفتن آمین پس از پایان سوره حمد نهی شده است.

می دانیم که عبادات و چگونگی پرستش و ستایش حق تعالی از امور عادی و معمولی نیست که انسان‏ها خود آنرا ایجاد و اختراع نمایند و هر طور بخواهند رفتار کنند. ما باید خدا را آن گونه که او خواسته است عبادت کنیم و اگر بخواهیم خدا را آن گونه که خودمان می خواهیم عبادت کنیم این دیگر عبادت حق تعالی نیست. آمین گفتن بعد از حمد را امامان شیعه جایز ندانسته‏اند و اهل سنت نیز آن را مستحب می دانند و در بین آنان نظر عدم جواز نیز وجود دارد و در کاری که مردد بین حرمت و مستحب است و ممکن است حرام باشد احتیاط این است که انجام نشود. (4)

4. برای اطلاع بیشتر ر.ک: 1 - الخلاف شیخ طوسی، 332/1 - انتشارات اسلامی. 2 - الفقه علی مذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ص 110.

چرا گفتن آمین بعد از حمد نماز را باطل می کند و چرا اهل سنت می گویند

الف) آمین گفتن بعد از خواندن حمد (بصورت عمد) موجب بطلان نماز است و علت آن این است که چیزی که جزء نماز نیست و دلیل ندارد د رنماز وارد کرده است، مثل حرف زدن عمدی که موجب بطلان نماز می‏شود.

ب) در مذاهب فقهی اهل سنت درباره گفتن آمین بعد از حمد نظرات گوناگونی وجود دارد. آنانی که گفتن آمین را مستحب می‏دانند به جهت روایتی از ابوهریره این گونه نظر می‏دهند. این روایت را شیعیان صحیح نمی‏دانند و در روایات امامان اهل بیت از گفتن آمین پس از پایان سوره حمد نهی شده است.

می‏دانیم که عبادات و چگونگی پرستش و ستایش حق تعالی از امور عادی و معمولی نیست که انسان‏ها خود آنرا ایجاد و اختراع نمایند و هر طور بخواهند رفتار کنند. ما باید خدا را آن گونه که او خواسته است عبادت کنیم و اگر بخواهیم خدا را آن گونه که خودمان می‏خواهیم عبادت کنیم این دیگر عبادت حق تعالی نیست. آمین گفتن بعد از حمد را امامان شیعه جایز ندانسته‏اند و اهل سنت نیز آن را مستحب می‏دانند و در بین آنان نظر عدم جواز نیز وجود دارد و در کاری که مردد بین حرمت و مستحب است و ممکن است حرام باشد احتیاط این است که انجام نشود.

برای اطلاع بیشتر ر.ک:1 - الخلاف شیخ طوسی، 332/1 - انتشارات اسلامی.

2 - الفقه علی مذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ص 110.

چرا مسلمانان اهل سنّت هنگام نماز دست‏های خود را به سینه می‏گذارند؟

آیا اشکالی دارد که بعد از خواندن حمد امام جماعت الحمدللَّه گفت ؟

علّت خاص وضو گرفتن برادران اهل سنّت چیست؟

مگر همه ما مسلمان نیستیم، چرا در وضو گرفتن فرق است؟

در روایات وارد شده است که دست روی دست گذاشتن (که در اصطلاح تکفیر یا تکتف خوانده می‏شود) عمل مجوسیان بوده که در موقع احترام به بزرگان خود دست راست را روی دست چپ قرار می‏دادند.(1)

هنگامی که اسیران عجم (ایرانیان) را نزد عمر بردند، اسیران به احترام او دست‏ها را روی هم گذاشتند و بر سینه‏ها قرار دادند. عمر گفت:این عمل برای چیست؟گفتند:ما عجم‏ها هر گاه بخواهیم از شاهان خود احترام کنیم این گونه در مقابل آن‏ها تواضع می‏کنیم. عمر از این رفتار خوشش آمد و دستور داد در نماز هم مقابل خداوند با دست بسته احترام کنند، غافل از این که این رفتار، رفتار مجوسیان و تشبیه به آن‏ها شمرده می‏شود.(2)

از این رو ائمه از آن نهی کرده‏اند، چون این کار بدعت و نوآوری در دین است.

البته دست بسته نماز خواندن به نظر مذاهب چهار گانه اهل سنّت (مالکی‏ها، حنفی‏ها، حنبلی‏ها و شافعی‏ها) سنّت و مستحبّ است(3) و به نظر فقهای شیعه اگر کسی دست بسته نماز بخواند، نمازش باطل است.(4)

بعد از تمام شدن حمد در نماز جماعت و غیر نماز جماعت مستحب است انسان بگوید:الحمدللَّه ربّ العالمین.

امّا نحوه وضوی اهل سنّت، بر اساس برداشتی است که از ایه شریفه "فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق؛ "بشویید صورتها و دستهایتان را تا مرفق" نموده‏اند.

اهل سنّت دستهایشان را بر عکس شیعیان می‏شویند، ولی شیعه همین آیه را به نحو دیگر (به همان طریقی که وضو می‏گیرد) تبیین می‏کند. در این زمینه روایاتی نیز برای تأیید این شکل از وضو گرفتن وارد شده و بیان شده که وضوی پیامبر(ص) همین شکل بوده است. به عقیده شیعه آن شکل وضو گرفتن (وضوی اهل سنّت) صحیح نیست.

علّت فرق‏ها بین شیعه و سنّی این است که اهل سنّت خود را از اهل بیت پیامبر (که آگاهی بیشتری به دستورها و رفتارها و اعمال پیامبر داشتند) جدا کردند و گفتند:کتاب خدا(قرآن) ما را کافی است و خود به تفسیر قرآن دست زدند. از این رو این گونه جدایی‏ها و فرق‏ها به وجود آمد.

پی نوشت‏ها:

1. وسائل الشیعه، ج 4، باب 15، روایت 3 و 2، ص 1264.

2. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 11، ص 19.

3. عبدالرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج 1، ص 251.

4 . انتصار : ص144

5 . الخلاف ، ج 1 ، ص 333 .

6. وسائل الشیعه : ج4 ، باب 17 از ابواب قرائت نماز ، حدیث 3

7 برای اطلاع بیشتر ر.ک: 1 - الخلاف شیخ طوسی، 332/1 - انتشارات اسلامی. 2 - الفقه علی مذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ص 110.

8. توضیح المسائل مراجع، ج 1، سومین مبطلات نماز، ص 638.

 

 

زيارت روزهاي هفته

زيارت روزهاي هفته به اسامي نبي مكرم و ائمه طاهرين - مفاتيح‌الجنان، صفحه 94 و 93

سيدبن طاووس در جمال‌الاسبوع بيان كرده، ابن بابوبه «ره» مسند ا" از صقربن ابي دلف روايت كرده است، كه وقتي به خدمت امام علي‌النقي عليه‌السلام«امام‌دهم»رسيدم، سلام كردم حضرت جواب داد و فرمود بنشين. فرمودند: براي چه آمده‌اي، گفتم آمده‌ام كه از احوال شما خبري بگيرم و اينكه حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت شده است كه معني آن را نمي‌فهم؟ فرمود چيست، عرض‌كردم «لا تعادوا  الايام فتعاديكم»
 حضرت فرمود، معني روايت اين است كه «دشمني نكنيد با  ايام  در دنيا كه دشمني مي‌كنند با شما در آخرت.»  مراد از ايام «روزها» است  و سپس حضرت روزها را چنين نام بردند:

شنبه، به اسم رسول خدا (ص)است.روايت شده كه در اين روز زيارت حضرت رسول الله، صلي الله عليه و آله  خوانده شود.
 ذكر اين روز 100مرتبه  « يارب العالمين » است.
يكشنبه، به اسم اميرالمومنين عليه‌السلام و حضرت زهرا (س) است. روايت شده كه در اين روز زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و زيارت حضرت زهراء (س) خوانده شود.
ذكر اين روز 100مرتبه «يا ذل‌الجلال و الكرام» است.دوشنبه، به اسم امام حسن و امام حسين عليهما السلام است .روايت شده در اين روز زيارت آن دو بزرگوار خوانده شود .
 ذكر اين روز 100 مرتبه «يا قاضي‌الحاجات»  است سه شنبه، به اسم علي‌بن‌الحسين  و محمد بن علي و جعفربن محمد عليه‌السلام است، روايت شده در اين روز زيارت سه امام خوانده شود.
  ذكر اين روز 100 مرتبه «يا ارحم الراحمين» است.چهارشنبه، به اسم موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد عليهما ‌السلام  است، روايت شده در اين روز زيارت چهار امام خوانده شود.
 ذكر اين روز 100 مرتبه «يا حي و يا قيوم» است.پنج شنبه، به اسم فرزندم حسن است، روايت شده در اين روز زيارت امام حسن عسگري عليه‌السلام خوانده شود.
ذكر اين روز 100 مرتبه «لااله الاالله الملك الحق المبين» است.جمعه، به اسم فرزند فرزندم است و در اين روز اهل حق دور او جمع مي شوند و روايت شده كه در اين روز زيارت امام زمان «عج» خوانده شود.
 ذكر اين روز يكصد صلوات است.

نماز جمعه سنگر حفظ ارزشهاي اسلامي

بسم الله الرحمن الرحيم

احياي نماز جمعه در سراسر كشور يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي ايران است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران دستور اقامه نماز جمعه براي اولين بار توسط امام خميني (ره) در پنجم مرداد ماه 1358که مصادف با سومين روز ماه مبارک رمضان صادر شده و با حضور بيش از يک ميليون نفر از مسلمانان روزه‌دار در دانشگاه تهران که باهدف پيوند دادن عبادت با علم و سياست با دين انجام شد، براي اولين بار به امامت مرحوم آيت الله طالقاني اقامه شده و از سال 58 تا به حال اين فريضه‌ مهم عبادي سياسي همزمان با سراسر کشور در تمامي استان‌ها و شهرستانهاي آنها با حضور مسلمانان برپا شده و آنان ايمان به خدا و يکدلي و يکپارچگي و وحدت خود را به سراسر جهان نشان دادند. حضرت امام خميني (ره) درباره اين دستاورد ارزشمند مي‌فرمايند: «يكي از بركات اين نهضت و انقلاب همين اقامه نماز جمعه‌هاست... برپايي نماز جمعه يكي از بركات بسيار عظيم اسلام بود كه مع الأسف قبل از پيروزي انقلاب در بين علماي شيعه بسيار كم جلوه و برادران اهل سنت هم كه اقامه مي كردند، خطبه هايشان محدود به حدودي خاص بود... يكي از مهم‌ترين چيزهايي كه در انقلاب حاصل شد، قضيه نماز جمعه است كه در زمان سابق در بين ما متروك و در بين اهل سنت به طور دل خواه نبود و غالبا تحت نفوذ قدرت‌ها انجام مي‌گرفت كه بحمدالله در اين نهضت، نماز جمعه با محتواي حقيقي آن تحقق يافت».‏

رهبر معظم انقلاب درباره دستاورد مهم نماز جمعه براي ملت ايران چنين مي‌فرمايند: «ملت ايران نماز جمعه نداشت و از اين نهضت محروم بود. انقلاب به او نماز جمعه داد... ما نماز جمعه را از انقلاب و از امام داريم. قبل از انقلاب، نماز جمعه كشور ما نزديك به صفر بود، هم از لحاظ تعداد نماز جمعه‌ها، هم از لحاظ كميت مردمي كه در آن شركت مي‌كردند و هم از لحاظ كيفيت سخناني كه گفته مي‌شد... يكي از بزرگ‌ترين كارهاي امام بزرگوارمان، همين ايجاد و تأسيس نمازهاي جمعه بود. [ما از] نماز جمعه محروم بوديم يا آن را نداشتيم. در جاهايي هم كه خيلي به ندرت پيدا مي شد، آن تأثيري را كه نماز جمعه مي‌توانست در حكومت اسلامي داشته باشد، قهرا نداشت».
پس از پيروزي انقلاب، مردم مسلمان هر هفته روزهاي جمعه با شور و شوق فراواني در نماز جمعه شركت مي‌كنند. حضور با شكوه مردم در نماز جمعه در سرما و برف و باران زمستان و گرماي سوزان تابستان و در ايامي مانند
موشك باران و بمب گذاري‌ها كه خطر جاني، آنها را تهديد مي‌كرد، نشان دهنده عمق ايمان و عشق و علاقه مردم به اين فريضه سياسي ديني است. به تعبير رهبر معظم انقلاب: «اسلام براي نماز جمعه خيلي اهميت قائل است... از قول پيامبر خدا نقل شده كه فرمود: «من كان يومن بالله و اليوم الاخر فعليه بالجمعه يوم الجمعه؛ هر كس كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، در روز جمعه نبايد نماز جمعه را فراموش كند».‏اهميت نماز جمعه را بايد در آثار گوناگون سياسي اجتماعي آن جست كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي‌شود: ‏
‏1- نماز جمعه نشانگر قدرت اسلام است: اجتماع امت اسلامي و گسترش صفوف نمازگزاران، خصوصا نماز جمعه اميد دهنده‌ مؤمنان بوده، به امت اسلام قدرت، استقامت، عظمت و صلابت مي‌بخشد. به نمايش گذاشتن اين قدرت سياسي و عبادي جهان اسلام، دل دشمنان خدا و اسلام و دل كافران و منافقان را مأيوس مي‌كند و خدعه‌ آنان را با صفوف به هم فشرده‌ امت اسلام براي هميشه ناكام مي‌نمايد. حضرت امام خميني (ره) مي‌فرمايند: «نماز جمعه كه نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است، بايد هرچه شكوهمندتر و پرمحتواتر اقامه شود. ملت ما گمان نكند كه نماز جمعه يك نماز عادي است. نماز جمعه با شكوهمندي‌اي كه دارد، براي نهضت كوتاه عمر ما يك پشتوانه محكم و در پيشبرد انقلاب اسلامي ما عامل مؤثر است. ملت عظيم و عزيز با شركت خود بايد اين سنگر اسلامي را هرچه عظيم‌تر و بلندپايه‌تر حفظ نمايد تا به بركت آن، توطئه‌هاي خائنانه و دسيسه‌هاي مفسدان خنثي شود».‏
‏2- وحدت و يكپارچگي نيروهاي اسلام: اين عبادت، به يكپارچگي مسلمانان بر محور عبادت و نماز، مي‌انجامد و مايه ارعاب دشمنان اسلام و خنثي شدن شايعات و توطئه‌هاي تفرقه‌افكنانه آنان مي‌باشد. بنيانگذار جمهوري اسلامي در اين باره فرمودند: «نماز جمعه نشانگر قدرت اجتماعي و سياسي اسلام است که در ماندگاري نظام اسلامي پشتوانه‌ي محکمي محسوب مي‌شود و بيشتر از همه چيز توجه ويژه به وحدت و يکپارچگي بين مسلمانان است که اين اصل مهم تنها در برپايي باصلابت نماز جمعه و اجتماع عظيم و گسترده نمازگزاران موثر شده است چراکه قدرت، استقامت و صلابت کشورهاي اسلامي با برپايي نماز جمعه پررنگ‌تر شده و هر گونه نيرنگ منافقان را خنثي کرده است».‏
‏3- مركزيت بسيج مردم: سنگر نماز جمعه، بهترين جاي دعوت مردم به بسيج شدن براي جهاد و دفاع، حلّ مشكلات اجتماعي و ياري رساني به ديگران است. اين قدرت عظيم مردمي كه در نماز جمعه متجلّي مي‌شود، همواره مورد توجه بوده و در صدر اسلام نيز، رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) از مساجد و پس از خطبه‌ها، افراد را بسيج كرده و به جبهه‌هاي جهاد مي‌فرستادند.

آموزه هاي امام علي عليه السلام در تعليم و تربيت

الف : اهداف تعليم تربيت

۱-  تقواي الهي

۲- تلاش و كوشش در امور دنيوي و رفع نيازمنديها

۳- رشد روحي ، رواني

۴- علم اندوزي

۵- تحقق عدالت اجتماعي

۶- عزت نفس

۷- طهارت نفس

ب: روشهاي تعليم و تربيت

۱- روش تشويق ۲- روش تنبيه  ۳- بشارت ۴- انذار۵- محبت ۶- تغافل ۷- عادت دادن به كارهاي خوب ۸- روش گذشته نگري و عبرت آموزي ۹- روش همنشيني با دانشمندان ۱۰- روش موعظه و پند

ج: ويژگيهاي يك مربي

۱- تواضع در مقابل عظمت خداي تعالي

۲- پيروي كردن از مربيان و معلمان الهي

۳- حلم و بردباري

۴- عامل به علم

۵- اعتراف به عجز و ناتواني معلم به مسائلي كه بدان احاطه ندارد .

۶- پرهيزگار و عالم بودن معلم

۷- حفظ حيثيت و شئون علم و دين .

خواب ديدم با خدا گفتگويي داشتم

خدا گفت: پس ميخواهي بامن گفتگو کني؟

گفتم :اگر وقت داشته باشيد

خدا لبخند زد

گفتم:چه چيز بيش ازهمه شمارا درمورد انسانها متعجب مي کند؟

خدا پاسخ داد: اينکه آنها از بودن در کودکي ملول مي شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکي را ميخورند. اينکه سلامتيشان را صرف بدست آوردن پول مي کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند. اينکه بانگراني نسبت به آينده، زمان حال فراموششان مي شود آن چنان که ديگرنه در آينده زندگي مي کنند نه در حال . اينکه چنان زندگي مي کنند که گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي ميرند که گويي هرگز زنده نبوده اند.

خداوند دست هاي مرا دردست گرفت ومدتي هردو ساکت بوديم.

بعد پرسيدم: به عنوان خالق انسانها مي خواهيد چه درس هايي از زندگي ياد بگيرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد: ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد، اما مي توان محبوب ديگران شد. ياد بگيرند که خوب نيست خود را باديگران مقايسه کنند. ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد بلکه کسي است که نياز کمتري دارد. ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوست شان داريم ايجاد کنيم، سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التياب يابد. با بخشيدن, بخشش را بگيرند. ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.،اما بلد نيستند احساس شان را ابراز کنند يا نشان دهند. ياد بگيرند که مي شود 2نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند وآن رامتفاوت ببينند. ياد بگيرند که هميشه کافي نيست که ديگران آنها را ببخشند. بلکه خودشان هم بايد خود راببخشند و ياد بگيرند که من اينجا هستم. هـــــميــشــــــــــــــــــــــــــــه.....

مهدي جان

مهدی جان
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها ، هجری و شمسی ، همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است 
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ثانیه ها ، ساعتها 
از همین روز ، همین لحظه ، همین دم عیدند

آموزش حروف ابجد

آموزش حروف ابجد
ابجد کبير ازمسلمات است و عدد آن تا يک هزار مي باشد که به 28 حرف در زبان عرب تقسيم شده است . و در مورد آن بين مسلمانان از شيعه و سني جاي شبهه و ترديد نيست و در بين غير مسلمانان نيز ابجد کبير معروف است . و ژاپني ها و چيني ها نيز به حروف ابجد کبير معتقد هستند . با اينکه حروف الفباي آنان سيصد حرف است اما به طريق خاصي اعداد 1 تا 1000 راکه براي 28 حرف است و خود نيز 28 عدد مستقل است را برتمام الفباي خود قسمت مي کنند .شايد آنها نيز مانند زبان فارسي بسياري از حروف قريب المخرج را در موقع محاسبه يک حرف واحد به حساب مي آورند که در فارسي حرف چ را ج ، و حرف ژ را ز ، و حرف گ را ک ، و حرف ب را پ حساب مي کنند .

 و ابجد کبير آن است که هر يک از حروف بيست هشت گانه ي زبان داراي عدد مخصوصي است که آن را در عنوان جدول پايين بيان مي کنم :حرف « ا» : عددش 1 حرف « ب » : عددش 2
حرف « ج » : عددش 3 حرف « د » : عددش 4 حرف « ه » : عددش 5 حرف « و » : عددش 6 حرف « ز » : عددش 7
حرف « ح » : عددش 8
حرف « ط » : عددش 9 حرف « ي » : عددش 10
حرف « ک » : عددش 20
حرف « ل » : عددش 30
حرف « م » : عددش 40 حرف « ن » : عددش 50
حرف « س » : عددش 60 حرف « ع » : عددش 70
حرف « ف » : عددش 80
حرف « ص » : عدد 90
حرف « ق » : عدد 100
حرف « ر » : عدد 200
حرف « ش » : عدد 300
حرف « ت » : عدد 400
حرف « ث » : عدد 500
حرف « خ » : عدد 600
حرف « ذ » : عدد 700
حرف « ض » : عدد 800
حرف « ظ » : عدد 900
حرف « غ » : عدد 1000
براي بدست آوردن اسم خود به ابجد بايد اعداد مربوط به حروف اسمتان را با هم جمع کنيد.  که در اين جدول همزه أ و الف هر کدام به عدد 1 حساب مي شود و حرف تشديد که دو حرف مکرر است نيز يک حرف حساب مي شود پس لفظ عليٌ مي شود 704 و ل 30 و ي 10 که جمع آن 110 مي شود .اما در ابجد صغير با طرح 9 ، 9 بر عدد حروف ابجدي اطلاق مي کنند که در حرف ي با طرح 9 عدد ابجد صغيرش 1 مي شود و در حرف س عدد ابجد صغيرش 6 مي شود . و حرف ط و ص و ظ بدون عدد مي شوند و مورد حساب واقع نمي گردند .در ابجد وسيط نيز با طرح 12 ، 12 بر عدد حروف ابجدي اطلاق مي شود که مثلا در حرف ک با طرح 12 عدد ابجد وسيط آن 8 شده و مورد محاسبه واقع مي گردد

حروف ابجد کبیر و خواص ماهها و طبایع

ا       ۱

ب     ۲

ج      ۳

د       ۴

ه      ۵

و      ۶

ز       ۷

ح      ۸

ط     ۹

ی    ۱۰

ک    ۲۰

ل     ۳۰

م    ۴۰

ن    ۵۰

س   ۶۰

ع    ۷۰

ف    ۸۰

ص    ۹۰

ق   ۱۰۰

ر   ۲۰۰

ش  ۳۰۰

ت  ۴۰۰

ی  ۵۰۰

خ    ۶۰۰

ذ     ۷۰۰

ض  ۸۰۰

ظ   ۹۰۰

غ  ۱۰۰۰

 هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه دارای طالعی میباشد

۱- حمل     ۲- ثور     ۳- جوزا    ۴- سرطان    ۵- اسد     ۶- سنبله     ۷- میزان

 ۸- عقرب    ۹- قوس     ۱۰- جدی     ۱۱- دلو      ۱۲- حوت

 اگر بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم باید نام او و نام مادر او را به ابجد کبیر بدست آورده و با هم جمع کنیم و سپس حاصلجمع را تقسیم بر ۱۲ میکنیم باقیمانده طالع شخص میباشد اگر باقیمانده ۰ بود فقط نام را تقسیم بر ۱۲ میکنیم 

 طبع ها :

طالع حمل و اسد و قوس =  طبع آتشی

طالع ثور و سنبله و جدی =  طبع خاکی

طالع جوزا ومیزان و دلو    =  طبع بادی

طالع سرطان و عقرب و حوت  =  طبع  آبی

۱- طبع آتشی همیشه زود عصبانی میشود و زود خاموش میگردد و کینه در دل نگه نمیدارد و همیشه بدن او حرارت دارد و تشنه است و زود جنگ شروع میکند

۲- طبع خاکی همیشه متواضع و فروتن و ساکت است و با حرمت و احترام به دیگران زندگی میکند

۳- طبع بادی همیشه مغرور و تندخو ست و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام میدهد و بسیار زیرک و کینه ای است

۴- طبع آبی همیشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر میگردد و همیشه از دست و زبان به عذاب می افتد

 همچنین اگر بخواهیم بدانیم طالع دو نفر جفت است یا خیر نام و نام مادر دختر و پسر را همه با هم جمع کرده و تقسیم بر ۵ میکنیم :

 اگر باقیمانده ۱ یا ۳ یا ۵ باشد این دو بهم میرسند و ستاره آنها جفت است و تا آخر با هم زندگی میکنند

اگر باقیمانده تقسیم ۲ یا ۴ باشد این دو نفر به هم نمیرسند و بهم نمیرسند و اگر با هم ازدواج هم کنند از هم جدا میشوند چون ستاره آنها جفت نیست

 اگر باقیمانده  ۰ شود به این معنیست که یک طرف از خانواده طرفین با ازدواج مخالف است و در صورتی که وصلت کنند خانواده ها تا آخر با هم قهر خواهند بود.

حجاب

خواهرم,


اگه به این روز اعتقاد نداری,



گِله ای نیست.

همینطوری بگرد !!

منبع : وبسایت مهندس میرزار بیگی


طاقت هجران

تصاویر متحرک ویژه ولادت امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 6 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 1 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 9 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 23 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 7 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 18 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 3 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 10 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 15 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 30 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 13 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 28 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 25 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 26 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 11 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 12 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 16 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 14 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 4 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 19 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 2 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 29 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 24 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 5 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 21 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 22 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

emam reza www.yasgroup.ir 8 تصاویر متحرک میلاد امام رضا علیه السلام

دلیل غسل جنابت چیست؟

دلیل غسل جنابت چیست؟…

به هنگام خروج منی یا آمیزش جنسی هم روح متأثر می شود و هم جسم. غسل جنابت که هم شستشوی جسم است و هم به علت اینکه به قصد قربت انجام می یابد شستشوی جان است، اثر دوگانه ای روی جسم و روح می گذارد تا روح را به سوی خدا و معنویت سوق دهد و جسم را به سوی پاکی و نشاط و فعالیت.

 سوال: چرا اسلام دستور می دهد که به هنگام جنب شدن تمام بدن را بشوییم در حالی که فقط عضو معینی آلوده می شود و آیا میان بول کردن و خارج شدن منی تفاوتی هست که در یکی فقط محل را باید شست و در دیگری تمام بدن را؟


پاسخ این است که خارج شدن منی از انسان یک عمل موضعی نیست (مانند بول و سایر زواید) به دلیل اینکه اثر آن در تمام بدن آشکار می گردد و تمام سلول های بدن به دنبال خروج آن در یک حالت سستی مخصوص فرو می روند و این خود نشانه تأثیر آن روی تمام اجزاء بدن است.

طبق تحقیقات دانشمندان در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتی وجود دارد که تمام فعالیت های بدن را کنترل می کند (اعصاب سمپاتیک) و (اعصاب پاراسمپاتیک) این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان و در اطراف تمام دستگاه ها و جهازات داخلی و خارجی گسترده اند.

وظیفه اعصاب سمپاتیک (تند کردن) و به فعالیت واداشتن دستگاه های مختلف بدن است و وظیفه اعصاب (پاراسمپاتیک) (کند کردن) فعالیت آنهاست و از تعادل فعالیت این دو دسته اعصاب نباتی دستگاه های بدن به طور متعادل کار می کند.

گاهی جریان هایی در بدن رخ می دهد که این تعادل را به هم می زند، از جمله این جریانها مسأله (ارگاسم = اوج لذّت جنسی) است که معمولاً مقارن خروج منی صورت می گیرد.

در این موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتیک بر اعصاب سمپاتیک پیشی می گیرد و تعادل به شکل منفی به هم می خورد.

این موضوع نیز ثابت شده است که از جمله اموری که می تواند اعصاب سمپاتیک را بکار وادارد و تعادل از دست رفته را تأمین کند تماس آب با بدن است و از آن جا که تأثیر (ارگاسم) روی تمام اعضای بدن به طور محسوس دیده می شود و تعادل این دو دسته اعصاب در سراسر بدن به هم می خورد دستور داده شده است که پس از آمیزش جنسی یا خروج منی تمام بدن با آب شسته شود و در پرتو اثر حیات بخش آن تعادل کامل در میان آن دو دسته اعصاب در سراسر بدن برقرار گردد. (و اینکه می بینیم در خبری از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده که فرمودند: ان الجنابه خارجه من کل جسده فلذلک وجب علیه تطهیر جسده کله» «جنابت از تمام بدن بیرون می آید و لذا باید تمام بدن را شست» (وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۶۶) گویا اشاره به همین موضوع است.)

البته فایده غسل منحصر به این نیست بلکه غسل کردن علاوه بر این یک نوع عبادت و پرستش نیز می باشد که اثرات اخلاقی آن قابل انکار نیست و به همین دلیل اگر بدن را بدون نیّت و قصد قربت بشوییم غسل صحیح نیست.

در حقیقت به هنگام خروج منی یا آمیزش جنسی هم روح متأثر می شود و هم جسم. روح به سوی شهوات مادی کشیده می شود و جسم به سوی سستی و رکود. غسل جنابت که هم شستشوی جسم است و هم به علت اینکه به قصد قربت انجام می یابد شستشوی جان است، اثر دوگانه ای روی جسم و روح می گذارد تا روح را به سوی خدا و معنویت سوق دهد و جسم را به سوی پاکی و نشاط و فعالیت.

از همه اینها گذشته وجوب غسل جنابت یک الزام اسلامی برای پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت در طول زندگی است زیرا بسیارند کسانی که از نظافت خود غافل می شوند ولی این حکم اسلامی آنها را وادار می کند که در فواصل مختلفی خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگاهدارند این موضوع اختصاصی به مردم اعصار گذشته ندارد در عصر و زمان ما نیز بسیارند کسانی که به علل مختلفی از نظافت و بهداشت بدن غافلند. (البته این حکم به صورت یک قانون کلی و عمومی است حتی کسی را که تازه بدن خود را شسته، شامل می شود).

مجموعه جهات سه گانه فوق روشن می سازد که چرا باید به هنگام خروج منی (در خواب یا بیداری) و همچنین آمیزش جنسی (اگر چه منی خارج نشود) غسل کرد و تمام بدن را شست.

سوگند آواتار ها