پاداش خودداری از نگاه نامشروع

پاداش خودداری از نگاه نامشروع

شیخ رجبعلی خیاط به لطف خدا دارای چشم برزخی شد و با عالم معنا در ارتباط بود. او این موهبت را به خاطر چشم پوشی از ارتباط با یک دختر جوان و زیبا در ایام جوانی می داند که با وجود زمینه مناسب برای گناه به خاطر خدا از آن لذت به ظاهر شیرین می گذرد.
یکی از همراهان شیخ رجبعلی خیاط گفت: روزی با تاکسی از میدان سپاه پائین می‌آمدم، دیدم خانمی بلند بالا با چادر و خیلی خوش تیپ ایستاده، صورتم را برگرداندم و پس از استغفار، او را سوار کردم و به مقصد رساندم. روز بعد خدمت شیخ رسیدم-گویا داستان را از نزدیک مشاهده کرده باشد-گفت: آن خانم بلند بالا که بود که نگاه کردی و صورتت را برگرداندی و استغفار کردی؟خداوند تبارک و تعالی یک قصر برایت در بهشت ذخیره کرده و یک حوری شبیه همان. حالات این عارف را در کتاب کیمیای محبت بخوانید. [1]

پی نوشت :
[1]. رک: کیمیای محبت، محمد محمدی ری شهری، نشر دارالحدیث، قم. رک، احکام کار، محمدعلی و محمدحسین قدیری، ص214

 

نام محمد را چه کسی برای او انتخاب کرد؟

بیش از هزار و چهارصد سال پیش در چنین روزی ( 17 ربیع‌الاول) صدای قدم مبارك مولودی آمد كه بهانه خلقت است؛ هم او كه جهانی را دگرگون می‌كند؛ كسی كه اهل آسمان او را به «احمد» و زمینیان به «محمد» می‌شناسند؛ عرشیان از آمدنش به وجد آمده‌اند و زمینیان رقص‌كنان ورودش را نظاره می‌كنند.

در زمان تاریخ تولد پیامبر رحمت و مهربانی اختلافی است كه شیعیان معتقدند تولد ایشان در روز جمعه هفدهم ربیع‌الاول سال عام‌الفیل است و علمای اهل سنت معتقدند كه تولد ایشان در روز دوشنبه دوازدهم ربیع‌الاول همان سال است.
پدر پیامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیله بزرگ قریش بودند؛ قبیله‌ای كه بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مكه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند. عبدالله، پدر پیامبر (ص) اندكی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با كاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت. بنابر رسمی كه در مكه رایج بود، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاك بادیه پرورش یابد. وی 6 ساله بود كه همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب (مدینه) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء نزدیك مدینه به خاك سپردند. محمد (ص) از این پس در كنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نیز در 8سالگی وی درگذشت و سرپرستی محمد (ص) بر عهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادرزاده‌اش كوششی بلیغ می‌كرد. در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر، راهبی بَحیرا نام، نشانه‌های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقایع مهم پیش از ازدواج پیامبر (ص)، شركت در پیمانی به نام « حلف الفضول » است كه در آن جمعی از مكیان تعهد كردند « از هر مظلومی حمایت كنند و حق او را بستانند». پیمانی كه پیامبر (ص) بعدها نیز آن را می‌ستود و می‌فرمود اگر بار دیگر او را به چنان پیمانی باز خوانند، به آن می‌پیوندد.
كنیه حضرت؛ ابوالقاسم و ابوابراهیم و القاب ایشان رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...
 
مراسم نام‌گذاری حضرت محمد (ص)
 
روز هفتم فرا رسید. «عبد المطلب‏»، برای عرض سپاسگذاری به درگاه الهی گوسفندی كشت و گروهی را دعوت كرد و در آن جشن با شكوه، كه از عموم قریش ‏دعوت شده بود، نام فرزند خود را«محمد» گذارد. وقتی از او پرسیدند: چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب كردید، در صورتی كه این نام در میان اعراب كم سابقه است؟ گفت: خواستم كه در آسمان و زمین ستوده باشد.
آفریدگار، نامی از اسم خود برای پیامبر خود مشتق نمود. از این جهت(خدا) «محمود»(پسندیده) و پیامبر او«محمد»(ستوده) است و هر دو كلمه از یك ماده مشتقند و یك معنی را می‌رسانند. قطعا، الهام غیبی در انتخاب این نام بی ‏دخالت نبوده است. زیرا نام محمد، اگر چه در میان اعراب معروف بود، ولی كمتر كسی تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود.
 
معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟
 
یكی از اعمالی كه شاید برای برخی ایجاد سوال كند این است كه معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوئیم: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟
خداوند در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر درود و سلام بفرستند: « إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا; خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می‌فرستند ای كسانی كه ایمان آورده‌اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید » (احزاب , آیه 56).
مقام پیامبر آن قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان برای او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنین هم در این آهنگ كلی هم نوا و هماهنگ شوند.
علاوه بر آن صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر و آل پیامبر است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم نشانگر مقام و عظمت معنوی آنهاست.
 
طلب كردن رحمت برای بندگان
 
ناگفته نماند فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر و آل پیامبر(علیه السلام) از طرف مؤمنین در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است: زیرا در واقع پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیه السلام) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم در واقع خود را از رحمت الهی محروم كرده‌ایم. درود بر پیامبر سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها می‌شود، همچنین باعث اجابت دعاها و كفاره گناهان و نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت می‌شود.
 
تاریخ و سبب رحلت حضرت محمد (ص)
 
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علمای شیعه و دوازدهم ربیع‌الاول بنا به قول اكثر علمای اهل سنّت، در سال یازدهم هجری، در سن 63 سالگی، در مدینه بر اثر زهری كه زنی یهودی به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است كه پیامبر اسلام(ص) در بیماری وفاتش می‏‌فرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است كه آن زن یهودی پس از فتح خیبر برای من آورده بود. مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودی كنونی) در همان خانه‏‌ای كه وفات یافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبی قرار دارد.
 
احادیثی از پیامبر رحمت و مهربانی
 
شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه‌ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه‌ای برای ایشان خواهد بود؟ آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه‌ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»
حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: هر كس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، بر خدا لازم می‌شود كه گناهان او را بیامرزد، در همان روز یا همان شب.
در میزان(عمل آدمی) چیزی سنگین‌تر از حسن خلق نیست.
پیوند با خویشان حساب (قیامت) را سبك و آسان كرده و از مرگ بد نگاه می‌دارد.
مدارا كردن رأس خردمندی است.
علم ‌آموختن در كودكی مانند نقش كندن در سنگ است.
 
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی حچ و زیارت

دعای مستجابی که جبرئیل به پیامبر(ص) آموخت

دعای مستجابی که جبرئیل به پیامبر(ص) آموخت

حضرت محمد(ص) فرمود: هر دلسوخته و هر مصیبت‌زده و هر اندوهناک و غمناک و هر کسی که در نظر دزد و آتش‌سوزی باشد آن(دعا) را بخواند، خداوند برای او وسیله رهایی فراهم می‌سازد.
به گزارش مشرق، ابن عباس می‌گوید: علی ابن ابی طالب نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و چیزی از آن حضرت درخواست کرد، پیامبر (ص) به او فرمود: یا علی! به حق آن که مرا به پیغمبری فرستاد سوگند که نزد من هیچ از کم و بیش نیست، ولی تو را چیزی می‌آموزم که دوست من جبرئیل برای من آورد و گفت: یا محمد! این هدیه‌ای است از نزد خدای عزوجل که تو را با آن گرامی داشته و به هیچ کس از پیامبران پیشین این هدیه را نداده است و آن جملاتی است که هر دلسوخته و هر مصیبت زده و هر اندوهناک و غمناک و هر کسی که در خطر دزد و آتش سوزی باشد، آن را بخواند و هر بنده‌ای که از پادشاهی بترسد و آن کلمات را بگوید، خداوند برای او وسیله رهایی فراهم می‌سازد و آن نوزده جمله است که چهار جمله آن بر پیشانی اسرافیل نوشته شده و چهار جمله‌اش بر پیشانی میکائیل و چهار جمله آن بر گرداگرد عرش و چهار جمله‌اش بر پیشانی جبرئیل و سه جمله آن در جایی که خدا خواسته، نوشته شده است.
 
علی(ع) عرض کرد: یا رسول‌الله! چگونه آن‌ها را بخوانیم؟ پیامبر(ص) فرمود: بگو: یا عِمادَ مَن لا عِمادَ لَهُ، وَ یا کَریمَ العَفوِ، وَ یا حَسَنَ البَلاءِ، وَ یا عَظیمَ الرَّجاءِ، وَ یا عَونَ الضُّعفاءِ، وَ یا مُنقِذَ الغرقی، وَ یا منجِیَ الهَلکی، یا مُحسِنُ یا مُجمِلُ، یا مُنعِمُ یا مُفضِلُ، أنتَ الذی سَجَدَ لکَ سَوادُ الیلُ، و نورُ النهار، وَضَوءُ القمرَ، و شعاعُ الشَّمسِ، و دویُّ الماءِ، وَ خفیفُ الشَّجَر، یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ، انتَ وَحدَکَ لا شریکَ لَکَ. آن گاه می‌گویی: بار‌الها! با من چنین و چنان کن که به طور مسلم از جای خود بر نمی‌خیزی تا این که دعای تو مستجاب شود. 

ریشه‌های فتنه 88 و چگونگی شکل گیری حماسه نهم دی

ویژه نامه تحلیلی« بصیرت صالحین »

ریشه‌های فتنه 88 و چگونگی شکل گیری حماسه نهم دی

مرا دردی است اندر دل ، اگر گویم زبان سوزد / و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

این فتنه, صرفا منحصر به حضور عده ای در خیابان ها نبود, بلکه ناشی از یک بیماری بود. (مقام معظم رهبری )

     فتنه سال 88 - در بعد خارجی - از سال ها قبل از 88 طراحی و دنبال شده بود. یکی از نشانه‌های آن این است که سناتور «مک کین»کاندیدای جمهوری‌خواهان در انتخابات سال 2008 در سال 1384 دقیقاً به «جنبش سبز» با همین نام! اشاره می‌کند و می‌گوید «در ایران، نظام را با جنبش سبز منهدم می‌کنیم»

پیشگفتار

        پس از حضور حیرت‌انگیز مردم در انتخابات 22 خرداد 88 و رأی اکثریت به آقای احمدی‌نژاد، اشرافیت سیاسی در اثر ترس از تبعات شکست انتخاباتی، ادعا کرد در انتخابات تقلب شده و برای پیگیری این ادعا برخی از طیف‌های طرفدار خود در تهران را به خیابانها کشاند. از طرفی دولت‌های مستکبر و ضدانقلابِ خارج کشور نیز با تمام قدرت مالی و رسانه ای به میدان آمده و دامنه اعتراضات خیابانی به اغتشاش‌گری کشانده شد. نیروهای امنیتی و انتظامی به کنترل اعتراضات پرداخته و به سبب بعضی اشتباهات‌ در این مسیر بهانه‌های بیشتری برای مظلوم‌نمایی به معترضین دادند. اشرافیت سیاسی هم که از ابتدا با دروغ‌پردازی و مظلوم‌نمایی در صدد محق جلوه دادن خود و مستبد و خشن نشان دادن نظام و دولت بود، به دلیل طولانی شدن ماجرا از این فضای غبارآلود بیشترین استفاده را برد. در این مسیر تعدادی از نیروهای انقلابی و نخبگان طرفدار نظام نیز دچار دودلی و تردید شدند. فضاهای سیاسی رسمی، فضای دانشگاه‌ها و نیز فضای مجازی اینترنتی نیز بیشتر موافق معترضان موسوم به جنبش سبز جلوه می‌کرد.

عوامل و ریشه ها
1 ـ کانون‌های مدیریت خارجی

در بعد خارجی از یک سو محافل آکادمیک و رسانه‌ای آمریکا، از سوی دیگر «دفاتر ویژه» آمریکا در کشورهای مختلف و از سوی دیگر سفارت‌خانه‌های غربی سه کانونی بودند که طی دو دهه و بخصوص در دوره نئوکان‌ها 2000 تا 2008 فعالیت گسترده‌ای را باهدف «تغییر در ایران» دنبال می‌کردند. بر اساس بررسی‌های انجام شده حداقل 8 «دفتر ویژه» در دبی ، بگرام ، بیشکک، باکو، سلیمانیه، آمستردام، لندن و واشنگتن به منظور ارتباط‌گیری ، هماهنگ‌سازی، آموزش و

تجهیز به مرور و در فاصله سال‌های 1371 تا 1388 راه افتادند»

   2 ـ ارتباط داخل و خارج

با مرور مسایل پس از انتخابات بخصوص در فاصله‌ 8 ماهه‌ تیر تا بهمن 1388 این نکته کاملاً ثابت می‌شود که پیوند روشنی میان به صحنه‌آمدن همزمان اصحاب فتنه در ایران و سران دولت‌های غربی وجود داشته است. حضور عناصر میدانی فتنه در رسانه‌های آمریکایی و محافل وابسته به سیا پس از رو به افول گذاشتن فتنه در ایران هم سند جداگانه‌ای برای اثبات این پیوستگی است. یک گزارش که پس از اعلام علنی از سوی سران فتنه تکذیب نگردیده، بیان‌گر آن است که در اردیبهشت 1387 - 13 ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران- جلسه‌ای در واشنگتن با حضور عناصر ضدایرانی دولت آمریکا به همراه چند تن از عناصر ایرانی مخالف جمهوری اسلامی (دکتر ابراهیم یزدی دبیر‌کل نهضت آزادی-)برگزار گردیده است. در این جلسه روی پدیده تقلب در انتخابات 88 و تلاش نظام برای پیروزی دوباره دکتر محمود احمدی‌نژاد و لزوم تشکیل کمیته‌ای ذیل عنوان«صیانت از آراء» از سوی اصلاح‌طلبان تأکید شده است. پس از این جلسه دیداری میان ابراهیم یزدی و فرزند یکی از سران فتنه در تهران برگزار می‌شود. در این دیدار یزدی می‌گوید: مهمترین مسئله انتخابات آینده باید مسئله «تقلب» باشد و این موضوعی است که ابتدا باید توسط یک چهره موجه مرتبط با نظام مطرح شود چرا که طرح ابتدایی موضوع   از طرف افراد یا گروه‌هایی که «خودی نظام» تلقی نمی‌شوند، پروژه‌ را خراب می‌کند و به جایی نمی‌رسد. جالب این است که هم فتنه‌گران داخلی و هم دولت‌های غربی از حداکثر فشار برای ایجاد تغییر در ایران استفاده کردند. فتنه‌گران داخلی با اصرار بر ابطال انتخابات و به خیابان کشاندن مخالفان و هواداران خود و تخریب و به آتش‌کشیدن مساجد و کشتن ده‌ها شهروند بی‌گناه کشور جلو آمدند و دولت آمریکا ضمن کنارگذاشتن تمام قواعد حقوقی ناظر بر مواجهه با یک کشور مستقل، نیروهای نظامی خود را برای دخالت نظامی در ایران- در صورت عدم توانایی حکومت در مهار شورش‌های انتخاباتی- به حال آماده باش درآورد و به سمت مرزهای شرقی عراق- مرزهای غربی ایران- گسیل کرد.

3- تربیت سیاسی ناقص

بی‌بصیرتی گروهی از مردم و نخبگان حزب اللهی در اثر تربیت سیاسی ناقص که سال‌ها خواص، نخبگان، رسانه‌ها، نهادهای مردمی و دستگاه تعلیم و تربیت نسبت به آن بی‌توجه بوده ‌اند یکی دیگر از ریشه های فتنه بوده و هست. تحلیل‌های سطحی و عوامانه چه در میان طرفداران نظام و چه در میان مخالفان آن، امری رایج است که خود بر می‌گردد به نداشتن نگاه دینی دقیق و منقح، نداشتن دیدگاه تاریخی، فقر اطلاعات و ... شاید یکی از راهکارها تمرین بصیرت در وقت آرامش باشد. کاری که در دهه اول انقلاب انجام می¬گرفت. اما امروز فرصت تمرین و ورود جدی و انتقادی نیروهای حزب¬اللهی و فرهنگی به عرصه سیاست و مدیریت کشور داده نمیشود. لذا با چند شبهه¬افکنی از سوی دشمن، نیروهای نخبه حزب‌اللهی زمین‌گیر می‌شوند و دنبال رفع شبهه خود و نیروهای اطرافشان می روند. در نتیجه به موقع وارد شبکه اجتماعی نمی‌شوند نمی ‌توانند جامعه را از تحیر نجات دهند.

    

4-    سکوت و انفعال نخبگان انقلابی
رسوخ تردید و ترس در بسیاری از نخبگان انقلابی منجر به سکوت یا گرفتن موضع منفعلانه و دوپهلو شد. در حالی که از فضلای حوزه، دانشگاهیان و رجال امتحان‌پس‌داده سیاسی و فرهنگی انتظار می‌رفت عمارگونه در این شرایط بحرانی به کمک رهبری آمده و از آرای مردم و آرمان‌های انقلاب دفاع کنند، متأسفانه شاهد کم‌کاری یا خطاهای بزرگی از آنان بودیم..همچنین دلخوری و داشتن انتقاد به حق از احمدی نژاد در برخی از نخبگان حزب‌الهی موجب شد در دفاع از ولی امر و اساس نظام تعلل کنند تا مبادا این دفاع به جیب احمدی نژاد برود. به عبارت بهتر تشخیص ندادند که درگیری سر اصل نظام است و مسأله ۲۲ خرداد ۸۸ نیست، بلکه مسأله ۲۲ بهمن ۵۷ است.

دلایل این سکوت و انفعال نخبگانی (چه در شاخه حوزوی و چه در شاخه دانشگاهی آن) را در مسائلی از این دست می توان برشمرد:
الف : قطع ارتباط این نخبگان با بدنه مردم و منحصر شدن‌شان به فضاهای نخبگانی و رسمی
الف: استحاله اخلاقی و واهمه این نخبگان از هزینه کردن آبرو یا موقعیت‌شان برای دفاع از رهبری و مردم مستضعف و بی‌سر و زبان در برابر هوچی‌گری و ژست‌های مهاجمان غربزده
ج: فراموش کردن خطوط اصلی انقلاب از جمله اهمیت و اولویت ولایت‌مداری و عدالت‌خواهی و سرگرم شدن به مسایل فرعی .

  و مکروا و مکرالله والله خیروا الماکرین . سرانجام چشم فتنه کور شد .

 برکات فتنه
ما از امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب، یاد گرفته ایم برعکس دشمن شناسان دوست فراموشی که به وقایع فقط نگاه تهدیدی دارند به امتحانات و حوادث به عنوان یک فرصت نگاه کنیم. نگاه امام (ره) در جنگ هم فرصت محور بود، همان گونه که ولی فقیه حکیم ما در تمام «حوادث واقعه» این 20 سال بعد از امام این گونه بوده اند. فتنه سال 88 برکات زیادی برای اسلام و انقلاب داشت:
1-  ما در فتنه سال 88 دوست و دشمن خود را شناختیم.
2-  به قول رهبر معظم انقلاب ضعف و قوت نظام اسلامی در فتنه 88 مشخص شد.
3- رابطه امت و امامت عمیق تر شد. مردم ما در یک پدیده تاریخی جدید از به اصطلاح خواص خود جلو زدند و روح انقلاب را به کالبد آن برگرداندند.
4-  ماهیت دیکتاتور منشانه اشرافیت سیاسی و جریان روشنفکری بر مردم نمایان شد.
5- با مقاومت جانانه رهبر انقلاب از رأی اکثریت و دفاع از جمهوریت نظام، این جمله امام برای همه تفسیر شد که: ولایت فقیه است که جلوی دیکتاتوری را می گیرد.
6- - فتنه 88 نیروهای مردمی و انقلابی را پیچیده تر کرد و آنها را برای امتحانات بعدی آبدیده ساخت.
7-  رویشهای جدیدی در جبهه حق به وجود آمد.
8-  نقابها از چهره منافقان جدید افتاد و ابعاد جدیدی از اسلام آمریکایی رونمایی شد.
9-  ضرورت زنده شدن نگاه تاریخی برای انقلابیون مشخص شد، همان طور که قسمت هایی از تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب بار دیگر بازخوانی شد.
10 - ایران اسلامی از حادثه ای دیگر به سلامتی بیرون آمد و از این به بعد غرب با ایران ضد ضربه تری مواجه خواهد شد.

 این فتنه چگونه مهار گردید؟

فتنه 88 بی‌تردید بزرگ‌ترین فتنه‌ای بود که در طول 32 سال اخیر روی داد و از همه جریانات داخلی و خارجی مخالف نظام بهره گرفت و ریشه‌های آن بستری داشت و نزدیک به 24 سال در پست‌های بسیار حساس کشور حضور و نفوذ قاطع داشت و در عین حال توانسته بود بخش وسیعی از نخبگان نیروهای هوادار نظام را مسموع گرداند که امروزه از این نخبگان به «اصولگرایان خاموش» تعبیر می‌شود. با این وصف کاملاً واضح است که مدیریت کنترل چنین صحنه‌ای تا چه اندازه پیچیده و دشوار است.

 

حماسه بزرگ 9 دی:

انتخابات 22 خرداد سال 88 حماسی‌ترین انتخابات جمهوری اسلامی و بلکه خاورمیانه بود که در آن 85 درصد واجدان شرایط رأی شرکت کردند و این در سی‌و‌یکمین سال پس از پیروزی یک انقلاب بی‌سابقه و بسیار جذاب و دیدنی بود. کاملاً واضح بود که چنین انقلاب و نظامی را نمی‌توان با یک رشته آشوب و صف‌بندی دشمنانه در مقابل آن به حاشیه راند. کاملاً واضح بود که همان مردمی که این حماسه انتخاباتی را رقم زده‌اند، از انقلاب خود دفاع خواهند کرد و دشمنان را عقب می‌رانند.

اولین نشانه‌ها در نماز جمعه 29 خردادماه تهران ظاهر شد. در این نماز باشکوه نزدیک به سه میلیون نفر از شهروندان تهرانی به میدان آمدند. این اجتماع اگرچه برای نماز بود ولی عملاً به معنادارترین تظاهرات ملی تبدیل گردید. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز این نماز جمعه را به یک جبهه مستحکم برای پایان‌دادن به فتنه‌ای که راهافتاده بود، تبدیل کردند. امام خامنه‌ای- دامت برکاته‌- «قانون» جاری کشور را برای رسیدگی به اختلافات «کامل و بی‌اشکال» دانستند. ایشان اردوکشی خیابانی و زورآزمایی را غیرقابل قبول خوانده و فرمودند: «این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشار علیه نظام درست می‌کنند و مسئولین نظام را مجبور می‌کنند ،وادار می‌کنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آن‌ها بروند «نه این هم غلط است، اولاً تن‌دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است.»رهبری راه حل را خود مردم دانسته و فرمودند: «اگر کسانی بخواهند راه دیگری- غیر از راه قانون- را انتخاب می‌کنند، آن وقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریح‌تر از این صحبت خواهم کرد.»

سه روز پس از حوادث روز عاشوراي 88 با فراخوان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي حداقل چهار ميليون نفر از مردم تهران در عصر يك روز غيرتعطيل – 9 دي- به خيابان آمدند و مشابه اين تجمع در اين روز يا يكي دو روز پس از آن در اكثر شهرهاي ايران برگزار شد و طومار فتنه گران را درهم پيچيد.

درس های حماسه نهم دی

تظاهرات عظيم و كم سابقه 9 دي و نقشي كه مردم در اين حضور ايفا كردند، بخوبي نشان داد كه كليد حل همه مسائل نظام و انقلاب و ايران در دست « مردم»‌ است و از اين رو توطئه هايي كه با ناديده گرفتن اين عنصر توأم است هرچند از پيچيدگي و پشتوانه هاي زياد برخوردار باشد به جايي نمي رسد.

نگاهی به آینده؟
فتنه 88 اولین طوفان کشتی انقلاب نبود و آخرین آن هم نیست. چه باید کرد که در فتنه های آتی آسیبها و مشکلات سال 88 تکرار نشود. شناخت ریشه ها و آسیب ها باید مقدمه ای برای راهکارهای آینده باشد. بازگشت به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی که عبارت است از تحقق «عدالت اسلامی»، «به دست مردم»، «مطابق با اسلام ناب محمدی (ص)» و «به رهبری ولایت»؛ و غلبه بر تمام قرائت‌ها و گرایش‌های دین‌گریز و عدالت‌گریز از طریق احیای مجدد منافع محرومان و احکام حیات‌بخش اسلام اصلی ترین مولفه ای است که باید توسط نیروهای فعال و اصیل انقلاب در تمامی عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هنری پیگیری شود.

خلاصه اینکه :

بدون فهم درست از ریشه ها و آن‌چه اتفاق افتاد و جمع‌بندی تجاربی که به دست آمد، نخواهیم توانست به سوی وضع مطلوب گام برداریم.به تصریح رهبر انقلاب، وقایع بعد از انتخابات 88 نقاط قوت و ضعف نظام را به ما نشان داد. در شرایط حاضر که انقلاب اسلامی در آستانه جهشی بلند به سوی آرمان‌های اصیل خود است، به دست دادن تصویر درستی از عوامل و ریشه های این فتنه یک ضرورت تاریخی است که مستقل از هجمه فرهنگی و رسانه‌ای همیشگی دشمن، مهم و اجتناب‌ناپذیر است.

سلیمانزاده مربی حلقه های صالحین فرهنگیان چالدران     / دی ماه 94